فلسفه

چنین گفت زرتشت

فرود نیچه

سال‌ها بعد، قطعه‌ای تازه از ادیسه‌ی هومر کشف خواهد شد. این قطعه، یک بند کوتاه در سرود یازدهم است. جایی که اولیس برای دیدار با

مقدمه‌ای سیاسی بر فلسفه

سیاستِ فیلسوفانه

اجتماع سیاسی چیست؟ قانون چیست؟ عدالت چیست؟ فضیلت چیست؟ بهترین شیوه‌ی زندگی چیست؟این پرسش‌ها، و پرسش‌هایی از این دست، قدمتی به درازنای عمر فلسفه‌ی سیاسی

تبارشناسی اخلاق

دانش سروران و واژگون‌سازی تاریخ

دانش در صورت‌های مختلفش، به خصوص ذیل نام والای «علم» تجربی، مرجعیتی بی‌بدیل داشته، آن هم به یک دلیل ساده: ادعای علم این است که

بنیادهای مابعدالطبیعه‌ی اخلاق

گفتگوی آدمکش و فیلسوف

آنچه راسکولنیکف را بدل به جذاب‌ترین قاتل تاریخ می‌کند یک پرسش فلسفی مشخص است: «چرا نباید انسان دیگری را بکشم؟». هرچند ممکن است این پرسش

لویاتان

حیوان و حاکم

مضمون دو جمله‌ی معروف ارسطو را در سطور آغازین سیاست یه یاد بیاورید: «انسان حیوانی‌ست سیاسی» و «انسانی که فاقد شهر باشد، یا دد است

پدیدار شناسی جان

هندسه‌ی هگل

فرض کنید شکل هندسی فلسفه‌ی دکارت یک پاره‌خط مستقیم دوطرفه باشد. سوژه‌ی دکارتی مسیر حرکتش همین است: از خود به خود و باز به خود

تأملات در فلسفه‌ی اولی

شک و شیطان

«الف الف است». گزاره از این ساده‌تر و بدیهی‌تر هم می‌شود؟ اما سادگی این گزاره در خود معضلی را پنهان کرده است: این گزاره در

فلسفهٔ نقادی کانت

فلسفه‌ی روانگردان

دقیقترین توصیف از کانت شاید این باشد: فیلسوف قانون و نظم. کانت شیفته‌ی نظم‌هاست. نظم زمانی ادراک، نظم علت و معلول که شرط فهم جهان

بیان و تکینگی در لایبنیتس

دستورالعمل خلق جهان

هرچند همه‌جا این گزاره‌ی نخ‌نما را شنیده‌ایم که فلاسفه با “استدلال” سروکار دارند، اما به سرعت درمی‌یابیم که این صرفاً تصور نافیلسوفان است از کار

روح‌القوانین

روح دنیای مدرن

عنوان کتاب بارون دو منتسکیو ما را به ژرفنای سطور جمهوریِ افلاطون پرتاب می‌کند. جایی که سقراط، با تمهیدِ توازی نفس و شهر، روح یک