فرهاد غبرایی

خانواده‌ٔ پاسکوآل دوآرته

به خلوتی و بی‌پایانیِ روزِ بی‌نان

همیشه دلم می‌خواست یک‌بار هم که شده قلمم چنان قوّتی پیدا کند که آنچه می‌خواهم و می‌تراود بشود. نه این‌طوری که مثلاً بگویم درخت بیفت