لوگو کتابخانه بابل

رمان

زمان زوال، بودنبروک‌ها: زوال یک خاندان

زمان زوال

زمان زوال   یک خانواده‌ی تاجر ورشکسته و به آخر خط رسیده، مجبور می‌شود خانه‌اش را، «زیباترین خانه‌ی شهر» را بفروشد و یک خانواده‌ی تاجر

اسیران خاموش

اسیران خاموش «عملیات نجات» ما را به یاد نجات جان انسان‌های گرفتارِ سیل، زلزله، آتش‌سوزی یا بمباران می‌اندازد و رویارویی امدادگران با انسان‌های آسیب‌دیده و

انسان، برج بلند اعتراض

انسان، برج بلند اعتراض حکومت‌های استبدادی و کمونیستی و توتالیتر تا کجا پیش خواهند رفت؟ یعنی اگر شرایط کلی زندگی دست آنها را باز می‌گذاشت

وصیت

وصیت نيمی از سنگ‌ها، صخره‌ها، کوهستان را گذاشته‌ام با درّه‌هايش، پياله‌های شير به‌خاطر پسرم نيم دگر کوهستان، وقف باران است. دريایی آبی و آرام را

اعترافات یک رمان‌نویس جوان | امبرتو اکو‌ | ترجمهٔ مجتبی ویسی | نشر مروارید

لو دادن رمان

لو دادن رمان   رمان‌خوان که باشید و تب رمان‌تان که بالا باشد، به‌احتمال زیاد نظرها و نوشته‌های خود رمان‌نویس‌ها هم برایتان گیرا و هیجان‌انگیز

۱۹۸۴ | جرج اورول | ترجمهٔ حمیدرضا بلوچ | نشر گهبد

اختراع زبان نو

اختراع زبان نو برادر بزرگ: حکومتی تمامیت‌خواه که در جای‌جای شهر و زندگی و خانه‌ی مردم رخ می‌نمایاند و دوست دارد لحظه‌لحظه‌ی زندگی آنها را

مسیح-شدن، یا، دعوت شیطان

مسیح-شدن، یا، دعوت شیطان   مسیح پیامبر نبود، خود خدا بود در هیأتی متجسد. ترکیب «خدای متجسد» مفهومی است به غایت پیچیده و پارادوکسیکال، و

یک اتاق و کمی پول

یک اتاق و کمی پول   همه‌ی حرفش را در همان سطرهای آغازین می‌زند: «به نظر من زنی که می‌خواهد داستان بنویسد باید پولی و

پائولو کوئیلو پاقدم داشت

پائولو کوئیلو پاقدم داشت   هوشنگ گلشیری همچنان در ادبیات معاصر ما چهره‌ای یکّه است. چهره‌ای‌ست از روزگاری سپری‌شده که همپای آن روزها سپری نشده.

آنا کارنینا، لئو تولستوی، سروش حبیبی

غیاب در تجربه عشق

غیاب در تجربه عشق   تا حالا به هم‌ذات‌پنداری نویسنده با شخصیت‌های رمانش فکر کرده‌اید؟ نویسنده چقدر باید احساس شخصیت‌هایش را درک کند؟ حاصل این