تحلیل کتاب پطرزبورگ

از پتِل‌پورت تا پطرزبورگ

از پتِل‌پورت تا پطرزبورگ

بچه که بودم یک‌بار پدربزرگم مرا فرستاد داسی برایش بیاورم. از کِیفِ الاغ‌سواری دیر برگشتم. وقتی برگشتم اخمی کرد گفت: «پسر مگر رفتی از پتل‌پورت