لوگو مجله بارو

مطالب بارو

نُتِ خارج ساز ناکوک

مُد شاید به تب می‌ماند. می‌آید، می‌رود، گاهی ردی از آن می‌ماند. مُد در زبان اما انگار مهمانی‌ست که می آید و کنگر می‌خورد و لنگر می‌اندازد. وقتی به قول بهار عرب به حرامی به «ما» زد، در کشاکش زورورزی میان زبان فاتحان و زبان شکست‌خوردگان، «عربی‌پرانی» در نوشتار فارسی و در میان خواص رسم روز شد تا راهیابی به دایره‌ی قدرت و اختیار را شدنی کند و فضلِ صاحب‌سخن را به رخ خواننده بکشد. رسم روز کمرنگ و پررنگ

ادامهٔ مطلب»

با کتاب «قدرت و روشنفکران»

پیشگفتار   زمانی که اولین بار در ایران اتوبانی بین تهران و کرج آماده بهره‌برداری شد، اولیای امور به موجب هر آمد و شدی در این مسیر مبلغی را طلب کردند. این مبلغ را عوارض اتوبان خواندند. قرار شد که مردم ده ریالی هنگام عبور بپردازند. البته در آغاز کار اعلام شد که دریافت این عوارض موقتی خواهد بود. اما از آن جایی که پایبندی به عهد و پیمان چنان که باید در میان اولیای امور ما رسم نبوده، زمان

ادامهٔ مطلب»

ورزای اصم

جهان همیشه روبرویش بود. همه چیز در بی‌نهایتی وصف‌ناشدنی، در سکوتی مطلق، در ژرفای ذهن. مثل حل شدن در تابلوی نقاشی و پیش رفتن در آن. مثل خوابیدن وسط کویر و تماشای آسمان، مثل راه باز کردن میان جنگلی از گیاهان خودرو در فیلمی صامت، مثل تفرج در باغ‌های ایرانی؛ بی صدای آب.   آنچه جهان او را چنین از جهان دیگران متمایز کرده بود، چند میلی‌متر میِلین بود.   ***   نوع اول کری را که بر اثر اختلال

ادامهٔ مطلب»

شرق و غرب

سخنرانی در «دانشگاه صنعتی آریامهر»، خرداد ۱۳۵۳   بعضی مفاهیم با آنکه بسیار به کار برده می‌شوند و به‌ظاهر بسیار آشنا می‌نمایند، به علّت همین بسیار آشنا و پیش‌پاافتاده شدنشان در چنان لایه‌ای از غبار پوشانده می‌شوند که، درواقع، اصل معنای آنها گم می‌شود یا معنایی بسیار مبهم به خود می‌گیرند. و به‌ویژه آنچه عامه ــ اعم از عامه‌ی «روشنفکران» ــ از آن اراده می‌کند خالی از هرگونه تأمل و تفکر است و مانند بسیاری کلمات دیگر جز وسیله‌ای برای

ادامهٔ مطلب»

مقبولیت زبانی در ترجمه

مقبولیت زبانی در ترجمه در قیاس با صحت، خوانش‌پذیری و بسندگی ‌ تقدیم به آقای محمدرضا جعفری که ویرایش‌هایشان مظهر حد عالی مقبولیت زبانی در ترجمه است ‌   صحت[i]، خوانش‌پذیری[ii]، مقبولیت[iii]، و بسندگی[iv] از جمله معیارهای ارزیابی و نقد ترجمه است. اولین ملاکْ ساده‌ترین آن‌ها نیز هست، اما تعاریف گوناگونی از بسندگی و مقبولیت شده و حتی در مواردی این دو برای توصیف مفهوم واحدی به‌کار رفته‌اند. خوانش‌پذیری مقوله‌ای است که در هر سه مورد دیگر دخیل است. صحت

ادامهٔ مطلب»

در «واو» مربی و مهیج

 عارف، وزیری و خالقی: مواجهاتِ ناتمام ‌   او را در گوشۀ اتاق می‌بینیم. صدای ویلونی از دور به گوش می‌رسد و زمزمه را همراهی می‌کند. روبروی پنجره می‌ایستد. به بیرون خیره می‌شود اما از میان شیشه تنها طرح چهر‌هٔ‌ خود را می‌بیند. پنجره آینه است و سایه‌ها در سکوتِ بیرون پرسه می‌زنند. هیچ‌کس را نمی‌شناسد. خود را به میز و قلم و کاغذ می‌رساند. همهمه‌ها رهایش نمی‌کند. گاهی از دور صدای کسی از جماعت سوگواران را بازمی‌شناسد؛ تئاتر باقراُف

ادامهٔ مطلب»

ماجراهای من و صمد

کودکی‌ام از آن‌جا که به یاد دارم با نامِ او آغاز شد. با «مجتمع آموزشی صمد بهرنگی» در مرداویج اصفهان که چهار سال ابتدایی و بعدتر یک سال راهنمایی را در آن‌جا گذراندم. اهمیت چهار سالِ ابتدایی علاوه بر خاطرات شخصی، به‌خاطر آن فضای عمومی ست که در سال‌های 57 تا 60 داشت شکل می‌گرفت. کم‌کم بسیاری از آدم‌خوب‌ها بد شدند و نام‌ها عوض شد و به سرعت همه چیز. «صمد بهرنگی» شد «شهید بهشتی» و آن برنامه‌های خوبِ حاصل

ادامهٔ مطلب»

معمای حیات و خشونت قانون

دربارهٔ کتاب هوموساکر جورجو آگامبن ‌ می‌دانیم که، برخلاف این تصور رایج که می‌گوید فلسفه با سقراط و افلاطون آغاز شد، سرآغاز تفکر فلسفی را باید در تفکر متفکرانی جستجو کرد که با عنوان فلاسفه‌ی پیشاسقراطی شناخته می‌شوند (هایدگر زمانی گفته بود که این نامگذاری حتی بی‌معناتر از آن است که کانت را یک پیشاهگلی بخوانیم). آنچه ویژگی این تفکر را مشخص می‌کرد پرداختن به جهان بود بدون تفکیک‌ها و قلمرومندی‌هایی که اکنون دیری است برای ما مسلّم به نظر

ادامهٔ مطلب»

انرژی‌ تجدیدپذیر و حفظ تمدن صنعتی

نقش انرژی‌های «تجدیدپذیر» در حفظ تمدن صنعتی نوشتهٔ نیکولا کَزو* ترجمۀ محسن یلفانی ‌ ظاهراً همه بر سر «تجدیدپذیر»** بودن برخی منابع انرژی توافق نظر دارند. نگارندۀ این مقاله، که در این کنسرت شورانگیز با صدای ناموزونی شرکت می‌کند، خصلت به اصطلاح «تجدیدپذیری» این انرژی‌ها را به پرسش می‌کشد و توهّم مترقیانه‌ای را که باعث توسعۀ آنها شده است، مورد انتقاد قرار می‌دهد. مدتی است که مبحث محیط زیست در گفتمان سیاسی غالب بیشتر اوقات حول محور منابع انرژی به

ادامهٔ مطلب»

فوتبالیست‌ها

به‌گمانم بخشی از افسون کار دوبلاژ در خلوت و پرده‌پوشی است، مثل شعبده‌بازی که حقه‌هایش لو نرفته یا آنها را به بهایی نفروخته و تردستی‌هایش تکراری و پیش‌پاافتاده نشده. تا سال‌ها به‌درستی خبری از بازدیدکنندگانِ وقت و بی‌وقت و دوربین‌های فیلمبرداری در استودیوهای دوبلاژ نبود. شاید از اواسط دههٔ هفتاد بود که پای مدیران ریز و درشت و تازه‌‌وارد تلویزیون به واحد دوبلاژ باز شد. آنها هر چندوقت یک‌بار مثل گردش با تور سیاحتی و سرگرمی خودشان را به واحد

ادامهٔ مطلب»

پشتیبان بارو در Telegram logo تلگرام باشید.

مسئولیت مطالب هر ستون با نویسنده‌ی همان ستون است.

تمام حقوق در اختیار نویسندگانِ «بارو» و «کتابخانه بابل» است.