یارعلی پورمقدم

بازیافت

…کله سحر یه دکل عوضی که قالچاقکنه دکتر صداش می‌کرد و بابت هر دست و پایی که می‌شکست یه تراول پنجاهی می‌گرفت طاقباز با یه مشت دستمال کاغذی و گولهٔ پنبه چشامو بست تا میلهٔ

(ادامه...)

مرضیه

یک خجالت بکش مختار! طوری تخت را بغل کرده‌ای که گمونم واسه این‌که بدونی بیرون چه خبره به جای این‌که پا شی پرده را بکشی همون زیر ملافه گوگل ‌می‌کنی. مختار: چه خبره؟ نذری میدن؟

(ادامه...)

مرحبا بچه عرب‌ها!

با آن که صنم هم که داشت توی آینه صورتش را با روغن بادام چرب می‌کرد حتی به مرگ ناصر هم قسم می‌خورد که امروز صبح هم کلید را در قفل دیده است ولی حالا

(ادامه...)

ما و این میر نوروزی

اگر پروتاگوراسِ یونانی — متولد عهد بوق — معلمِ دوره‌گرد حکمت بود؛ آقای هوشنگ گلشیری — متولد ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ اصفهان — چاوشی بود به هرکجا که می‌رفت فرشی از داستان زیر پایش ریزبَفت می‌شد

(ادامه...)

رعنا

…هی از زیر لحاف و با اون صدایی که انگار داره از ته چاه می‌آد هی مشت نکوب بگو اشتباه کردم اشتباه کردم! به‌جهنم که اشتباه کردی! بسه هرچه تا کلهٔ سحر غلت زدی! آدمیزاد

(ادامه...)

پشتیبان بارو در Telegram logo تلگرام باشید.

مسئولیت مطالب هر ستون با نویسنده‌ی همان ستون است.

تمام حقوق در اختیار نویسندگانِ «بارو» و «کتابخانه بابل» است.