لوگو مجله بارو

نیما جانمحمدی

بی‌تن‌صدا

شب

شب     گل‌های قالی شب‌ها ناپدید می‌شوند، وقتی زنان روستا پوست تو را به پوست ماه پیوند می‌زنند پوستْ سطح و ماهْ خال پوست مَسکن و ماهْ مقام شب در تو هزار شب می‌پراکند. ماه توسیعِ لک‌های پوست، نورِ در دوریِ زبان جنون را در سطح پوست می‌پراکند، آنجا که پوست تو و آنِ ماه، مهربان ترین شکل بودن شان را لمس می‌کنند. هفت آسمانِ شب باید با هفت لایه‌ی پوست عجین شوند تا ماه کامل شود و مهتاب

ادامهٔ مطلب»

بداهه، ناپیدایی و فرم‌های فانی

بداهه، ناپیدایی و فرم‌های فانی بخش سوم به من گوش کن حقیقتی راستین را به تو می‌گویم این تنها قلمرو پادشاهی است پادشاهی لمس کردن لمس کردن چیزهای در حال ناپدید شدن.— آراکِلیس گیرمای در نوشته‌های پیشین، هر بار فشار زبان مرا به سمتی دیگر پرتاب کرد تا فریبندگی‌اش را در جدال توضیح دادن از دست ندهد. شاید به همین دلیل هیچ وقت نتوانستم به زبان فارسی درس بخوانم که آدمی در مستی خود را به همه وادی‌ها بیاندازد.1 با

ادامهٔ مطلب»

بداهه، ناپیدایی و فرم‌های فانی(بخش دوم)

بداهه، ناپیدایی و فرم‌های فانی(بخش دوم)     نفس کشیدن امری است در آستانه ی خودآگاهی و ناخودآگاهی، ضربان ریه، ریتم‌های تنفسی، پرزهای درون ششّ‌ها، خون جاری در نفس، همه بخشی از دستگاهی خود مختار‌ند و در عین حال در اراده ی خودآگاه. این متن پیشکش به آرشا، مهری سرشار، بزرگوار و سخاوتمند. صداهای تاریک، صدای آجرهای قدیمی، صدای آجرهای قدیمی در سایه، صدای آجرهای قدیمی زیر نور آفتاب، صدای آجرهای قدیمی وقتی سایه ی شمعدانی‌ها بر آنها می‌افتد، صدای

ادامهٔ مطلب»

بداهه، ناپیدایی و فرم‌های فانی بخش اول

حرف اول «کیست که آبها را به کف دست خود پیموده و افلاک را با وجب اندازه کرده و غبار زمین را در کیل گنجانیده و کوهها را به قیان و تلّها را به ترازو وزن نموده است؟» کتاب اشعیا، عهد عتیق     باس جان آدر، در ویدیویی روبروی دوربین گریه می‌کند، اسم کارهست غمگین‌تر از آنم که برایت بگویم. در ویدیویی دیگر شاخه‌ی بلند درختی را می‌گیرد و آنقدر تاب می‌خورد تا شاخه بشکند و به زمین بیافتد. اما

ادامهٔ مطلب»

در سکوت

Shiota Chiharu, In Silence Burnt Piano, burnt chair, black wool Installation view: State of Being, Art Centre Pasquart, Biel/Bienne, Switzerland, 2008  چگونه می‌توان صدای مردگان را ضبط کرد؟ در ساحت کدام فضای صوتی می‌توان آن صداها را جستجو کرد؟ در قبرستان؟ بیمارستان‌ها؟ و یا جهان زیرین؟ مرگ اگر چه عاملیت‌ای ندارد، اما انهدام تن را فعال می‌کند. تجزیه شدن فرایندی است پر سر و صدا، موقتی و در قالب زمان، صدا اما وابسته به زمان نیست. اگر چنان که لوی

ادامهٔ مطلب»

پشتیبان بارو در Telegram logo تلگرام باشید.

مسئولیت مطالب هر ستون با نویسنده‌ی همان ستون است.

تمام حقوق در اختیار نویسندگانِ «بارو» و «کتابخانه بابل» است.