لوگو مجله بارو

داریوش آشوری

جستار

نیچه و ایران

نیچه و ایران فریدریش ویلهلم نیچه (۱۸۴۴-۱۹۰۰) را فیلسوفِ فرهنگ نامیده اند، زیرا درگیریِ اصلیِ اندیشه‌یِ او با پیدایش و پرورش و دگرگونی‌هایِ تاریخیِ فرهنگ‌هایِ بشری ست، به‌ویژه نظام‌هایِ اخلاقی‌شان. تحلیل‌هایِ باریک‌بینانه‌یِ درخشانِ او از فرهنگ‌هایِ باستانی، قرونِ وسطایی، و مدرنِ اروپا، و دیدگاه‌هایِ سنجشگرانه‌یِ او نسبت به آن‌ها گواهِ دانشوریِ درخشانِ او و چالاکیِ اندیشه‌یِ او به عنوانِ فیلسوفِ تاریخ و فرهنگ است. اگرچه چشمِ نیچه دوخته به تاریخ و فرهنگِ اروپا ست و دانشوریِ او در اساس در این زمینه است،

ادامهٔ مطلب»

شرق و غرب

شرق و غرب سخنرانی در «دانشگاه صنعتی آریامهر»، خرداد ۱۳۵۳   بعضی مفاهیم با آنکه بسیار به کار برده می‌شوند و به‌ظاهر بسیار آشنا می‌نمایند، به علّت همین بسیار آشنا و پیش‌پاافتاده شدنشان در چنان لایه‌ای از غبار پوشانده می‌شوند که، درواقع، اصل معنای آنها گم می‌شود یا معنایی بسیار مبهم به خود می‌گیرند. و به‌ویژه آنچه عامه ــ اعم از عامه‌ی «روشنفکران» ــ از آن اراده می‌کند خالی از هرگونه تأمل و تفکر است و مانند بسیاری کلمات دیگر

ادامهٔ مطلب»

زبانِ تجدّد

زبانِ تجدّد     با باز شدنِ پایِ قدرت‌هایِ اروپایی به سرزمین‌هایِ آسیایی، از جمله «ممالکِ محروسه‌یِ ایران»، از نیمه‌یِ سده‌یِ نوزدهم میانِ شیوه‌یِ گفتاریِ و نوشتاریِ سنّتیِ عالمانه و فاضلانه — که در آن قالبِ روابطِ قدرت امتیازِ اجتماعی و سیاسی می‌بخشید — و زبانِ فرانسه، در مقامِ زبانِ علم و فرهنگ، مدیریتِ اداری و، در کل، شیوه‌یِ زندگانیِ مدرن، در ایران رابطه برقرار شد. از روزگارِ پادشاهیِ ناصرالدین شاه، برقراریِ رابطه‌یِ پایدار با «دولِ خارجه» و پدید آمدنِ

ادامهٔ مطلب»

داستانِ کشاکش و چرخشِ زبانی در عصرِ تجدّد

داستانِ کشاکش و چرخشِ زبانی در عصرِ تجدّد     فارسی شکر است، به قلمِ محمدعلیِ جمال‌زاده، گویا نخستین داستانِ کوتاه به شیوه‌یِ مدرن در زبانِ فارسی ست و نخستین بار در مجله‌یِ کاوه در برلین — به سالِ ۱۹۲۲ — نشر شده و سپس در مجموعه داستانِ یکی بود و یکی نبود جای گرفته است. درونمایه‌یِ داستان مسئله‌یِ برخوردِ زبانی ست. جمال‌زاده در «دیباچه»ای که بر کتاب نوشته به نارسایی‌ها و تنگناهایِ زبانِ نوشتاریِ فارسی پرداخته و رویکرد به

ادامهٔ مطلب»

مردی که شکست را برگزید

مردی که شکست را برگزید   باز پیلاطس بیرون آمده به ایشان گفت، اینک او را نزد شما بیرون آوردم تا بدانید که در او هیچ عیبی نیافتم. آن‌گاه عیسا با تاجی از خار و لباس ارغوانی بیرون آمد. پیلاطس به ایشان گفت: «اینک آن انسان!» وقتی که او مرد به یادمان آمد که همه به او اندیشیده بودیم. این اندیشه‌ی مبهم و مشترک بود. متعلق به هیچ‌یک از ما نبود. اما حضورش را چنانکه باید درک نمی‌کردیم. گاهگاهی به

ادامهٔ مطلب»

ویتگنشتاین، شوریده‌سر منطقی

ویتگنشتاین، شوریده‌سر منطقی   نام لودویگ ویتگنشتاین در ایران چندان شناخته نیست و شاید جز معدودی آشنایان فلسفه، این نام را نشنیده باشند، اما آنهایی که کتاب‌های فلسفی حوزه‌ی آنگلوساکسون را در بیست سال اخیر ورق زده‌اند، می‌دانند که این نام چه پرآوازه است. و حتا در کتاب‌هایی که درباره‌ی فیلسوفان کنونی اروپای قاره‌ای منتشر می‌شود، کمتر کتابی‌ست که در آنها مقایسه‌ای بین آنها و ویتگنشتاین نشده باشد. اهمیت ویتگنشتاین نه‌فقط به‌خاطر فکر و فلسفه‌ی او و تأثیر عمیقی‌ست که

ادامهٔ مطلب»

دنیای هولناک بکت

دنیای هولناک بکت   سخن از ملال هستی و حضور انسان در جهان گفتن به‌قدمت تفکر است و یا دست‌کم به‌قدمت کلام مکتوب. مورخان این سخن را در چهارهزار سال قبل از میلاد مسیح از زبان یک متفکر مصری به نام ایپور حکایت می‌کنند که گفته است: «آیا ممکن است روزی بیاید که نسل بشر از میان برود، تا دیگر زنی بچه به زهدان نگیرد و فرزندی به دنیا نیاید؛ دیگر سروصدایی در زمین شنیده نشود و جنگی پیش نیاید؟» و دوهزار سالی

ادامهٔ مطلب»

پشتیبان بارو در Telegram logo تلگرام باشید.

مسئولیت مطالب هر ستون با نویسنده‌ی همان ستون است.

تمام حقوق در اختیار نویسندگانِ «بارو» و «کتابخانه بابل» است.